عصرایران - صنعت گردشگری ایران ، اگر به درستی مدیریت شود ، حتی با همین محدودیت های موجود برای توریست های خارجی ، می تواند منشأ درآمد ارزی مهمی برای کشور باشد. با این حال از وقتی که دولت نهم بر سر کار آمد حوزه گردشگری کشور رو به زوال و رخوت رفته و تورهای ورودی به کشور - به جز عراقی ها و افغانی ها - روند نزولی به خود گرفته اند.

یکی از مهم ترین علل شکل گیری این اوضاع نابسامان این بوده است که از همان بدو امر کسانی در رأس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نشستند که اساساً این کاره نبودند ، نه تحصیلاتی درباره گردشگری داشتند ، نه تجربه ای و نه حتی علاقه ای به این کار.

اولین رئیس گردشگری در دولت احمدی نژاد ، یار غار رئیس جمهور بود:‌ اسفندیار رحیم مشایی. او در حالی ریاست گردشگری کشور را به عهده گرفت که تا قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد ، حتی یک بار هم به خارج نرفته بود و حتی یک روز هم در مجموعه سازمان مسوولیت قبلی نداشت! مشایی در طول ریاستش بر میراث و گردشگری به جای تمرکز بر مأموریت های ذاتی این پست مهم ،‌ به نظریه پردازی های فیلسوفانه و آسمان و ریسمان بافتن های جنجالی پرداخت و در همان حال بقایی را که او هم مانند خودش سررشته ای در گردشگری نداشت به سمت معاون گردشگری سازمان برگزید و در دولت دهم نیز جای خود را به او داد.

بقایی هم مانند مشایی رویکردهای سیاسی داشت و آنقدر حاشیه ساز بود که نهایتاً او هم کنار رفت و جوان بی تجربه دیگری به نام روح الله احمد زاده کرمانی که قبلاً رئیس دانشکده خبر بود و سپس یک شبه استاندار فارس شد و با کارنامه ای جنجالی و ناموفق آنجا را ترک کرد بر مسند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور نشست.
دولت احمد زاده کرمانی در سازمان گردشگری مستعجل بود و همین دوران کوتاه نیز به جای آن که صرف حل مشکلات بر زمین مانده این حوزه شود ، مصروف عزل و نصب هایی شد که تا روزهای آخر نیز ادامه داشت و نهایتاً به استعفای او انجامید و الان چند روزی است که سیدحسن موسوی به جای او نشسته و باید دید رئیس جدید چه خواهد کرد؟

اگر مسوولی اندکی از سرمایه عمومی کشور را مورد سوء استفاده قرار دهد و مثلاً‌ اختلاس کند ، قاعدتاً باید مورد محاکمه قرار گیرد ولی چگونه است که بی ربط ترین اشخاص به ریاست یکی از مهم ترین سازمان های کشور منصوب می شوند و گردشگری مملکت را ذلیل می کنند و میلیون ها و ای بسا میلیاردها دلار پولی که در حالت متعارف می شد نصیب کشور شود را بر باد می دهند و صدای اعتراض کسی هم بلند نمی شود؟!

مگر امام صادق علیه السلام نفرموده اند که "ملعون است کسی که عهده دار سمتی شود در حالی که بهتر از او وجود دارد؟" آیا در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با آن همه کارشناس تحصیلکرده و نیروی مجرب و کارآزموده که خاک صحنه خورده اند و عمرشان را در این عرصه سپری کرده اند هیچ کس برای اداره امور این سازمان وجود نداشت که آقایان دوستان جوان و بی تجربه شان را بر مسندهای ریاست و معاونت آن نشاندند؟ گو این که این سازمان مغازه شخصی شان است و هر ک هرا بخواهند می توانند در انجا استخدام کنند!

جالب این جاست که در احکام صادره آقایان ، همواره این عبارت وجود دارد که "‌نظر به سوابق ،‌تعهد و تجربیات ارزشمند جنابعالی..." و این در حالی است که اگر کسی بپرسد "کدام سوابق و تجربیات؟" ، پاسخی وجود نخواهد داشت و قطعاً کسی که بدون تخصص در زمینه ای ، مسوولیت آن را بپذیرد تعهد هم ندارد.
نتیجه هم این می شود که الان ناله آن دسته از آژانس های گردشگری که توریست به کشور می آوردند به آسمان بلند شده و هتل ها از ظرفیت های خالی می نالند و هزاران نفری که از رهگذر ورود تورهای خارجی به کشور ارتزاق می کردند به مشکل برخورده اند و در مجموع گردشگردی ایران به خاک سیاه نشسته است و این در حالی است که رقبای ایران چون اسب راهوار می تازند و ما اندر خم یک کوچه مانده ایم و حسرت مدیریت های برتر دیگران را می خوریم.

آیا این سرمایه سوزی نیست و آیا کسانی که بدون داشتن تخصص لازم در این عرصه ها وارد شده و برای خود لباس ریاست و معاونت بریده و دوخته اند مشمول آن روایت امام صادق علیه السلام نیستند؟!