درباره نویسنده
محمود کاشف
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • محمود کاشف
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • عکسهایی از بهار ایراج
  • تصاویری از همایش تجلیل از پیشکسوتان فرهنگی و ادبی ایراج
  • تو را سپاس
  • ایران و ترکیه ؛ دو تجربه متفاوت توریستی!
  • چگونه در حباب سکه و ارز کاسبی کنیم؟!
  • انتصاب های غیر مسؤولانه و ریاست مدیران بی تجربه/ گردشگری ایران به خاک سیاه نشسته
  • خواص میوه‌های شب یلدا
  • چهار دسته از افرادی که نباید با آنها معاشرت کنید
  • اینجا وال استریته ، به دادم برسین ، منو دارن می کشن!!!
  • سه چرخه ای که میگویند دوچرخه است!!!!!!
  • گام بعدی چیست؟ ممنوعیت ورود مردم به تخت جمشید، سواحل دریا، مراکز خرید و کوه‌ها؟
  • نامه ای به نصرتی
  • سرشناس ترین شاهزاده خانم های ایرانی
  • محافظان خوشگل قذافی چه شدند؟
  • دندان هایتان را با این میوه ها سفید کنید
  • چه کسی بر پروژه های عمرانی روستایی نظارت میکند؟
  • چرا IQ در ایران رو به کاهش است؟
  • پاسخ جالب چرچیل به یک سوال سیاسی
  • محمدرضاخاتمی: درانتخابات شرکت نمی‌کنیم
  • عکس
  • کتاب خاطرات۶۴/ هاشمی:نظر امام به موسوی هرگز عوض نشد
  • یکی برای امیر قطر کفش و جوراب بخرد (عکس)
  • نقشه روستاهای جنوبی شهرستان خوروبیابانک
  • توضیح جناب آقای مهندس اشرف در مورد شعر روبا و زاغ
  • شعر روباه و زاغ واقعاً سروده ی چه کسی است؟
  • این ها مریضان جنسی اند یا ریاکاران فرصت طلب؟!
  • نام"پرسپولیس"پس از20سال برگشت
  • تلنگر ( مولانا )
  • تپه های باستانی ایراج نیاز به محافظت دارند
  • سخنان بزرگان تاریخ جهان در مورد کوروش هخامنشی
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
دوستان من
  • جُنگ ادبی
  • بچه کویر
  • سرو ايراج
  • گدار ایراج
  • سایت راهی شویم
  • سایت منک ایراج
  • طبیعت ایراج
  • تازه به تازه
  • روستای تاریخی و توریستی ایراج
  • دهیاری روستای زیبا و تاریخی ایراج
  • عسل طبیعی مسعوداز روستای بازیاب
  • سفیر باران
  • ایراج عزیز
  • منک زیبای ایراج
  • خبركشو
  • اردیب نگین کویر
  • خبرگزاری چوپانان
  • خور نیوز
  • هتل بالی هتلی در قلب کویر ایران
  • سایت نایین نیوز
  • ايراج نو
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



ایراج
عکسهایی از بهار ایراج
نویسنده: محمود کاشف - ۱۳٩۱/٢/۱٠

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



تصاویری از همایش تجلیل از پیشکسوتان فرهنگی و ادبی ایراج
نویسنده: محمود کاشف - ۱۳٩۱/۱/۱٦

 

از راست : جناب آقای مهرنوش جمشیدی،جناب آقای مصطفی امرالهی(ریاست محترم اداره آموزش و پرورش شهرستان خوروبیابانک)،جناب آقای حاج حسین حداد (معلم سالهای نه چندان دور دبستان ایراج)،جناب آقای عباسعلی طاهری،جناب آقای حاج حجت الله زاهد و جناب آقای محمد طاهری(دبیر ورزش)

 

جناب آقای دکتر حسنی نماینده محترم شهرستانهای نایین و خوروبیابانک

 

 

 

نظرات ()



تو را سپاس
نویسنده: محمود کاشف - ۱۳٩٠/۱٢/٥

تو را سپاس ای آغاز بی پایان

مراسم بزرگداشت و سپاسگزاری از اساتید پیش کسوت فرهنگ وادب روستای ایراج ، آموزگاران سالیان دور ،با همت جمعی از شاگردان ایشان با هماهنگی شورای اسلامی و دهیاری روستای ایراج و همچنین اداره آموزش و پرورش شهرستان خورو بیابانک برگزار می گردد.

 

زمان : جمعه 4/1/91 ساعت 15 تا 17

مکان: مسجد امام حسین(ع) روستای ایراج

عزیزانی که شعر،قطعه ادبی یا خاطره جهت ارائه در این مراسم دارند به آدرس زیر ایمیل نموده و یا در وبلاگ سرو ایراج پیام خصوصی بگذارند.

         ashraf_iraj@yahoo.com

وبلاگ سرو ایراج

نظرات ()



ایران و ترکیه ؛ دو تجربه متفاوت توریستی!
نویسنده: محمود کاشف - ۱۳٩٠/۱۱/۱٧

عصرایران ؛ جعفر محمدی - درآمد ترکیه از صنعت توریسم در سال 2011 میلادی از مرز 23 میلیارد دلار گذشت(1). این رقم در سال هایی نه چندان دور برای ترک ها یک افسانه دوست داشتنی و دست نیافتنی بود ، اما اینک این کشور، درست در همسایگی ما بدون داشتن جاذبه های توریستی در حد ایران ، در زمره توریستی ترین کشورهای جهان قرار گرفته و همچنان پیش می تازد به گونه ای که در سال گذشته میلادی نسبت به سال قبل از آن ، درآمد حاصل از گردشگری اش 4 درصد بیشتر شده است.

درست است که برخی ملاحظات دینی و اخلاقی - که در چارچوب سیاست های نظام حکومتی ایران هستند - محدودیت هایی برای ورود توریست به ایران اعمال می کنند اما واقعیت این است که با همین محدودیت ها نیز می توان توریست های زیادی را به سرزمین چهار فصل ایران آورد کما این که در دهه گذشته خورشیدی در مقطعی شاهد روند رو به رشد سفر توریست های خارجی به ایران بودیم اما با بی تدبیری برخی مسوولان ، افراطی گری برخی جریان های سیاسی و نهایتاً سوء مدیریت های حاکم بر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در زمان سه رئیس نخست این سازمان در دولت های نهم و دهم این روند متوقف و سپس معکوس شد.

 

فارغ از مباحث کلان و مرتبط با سیاست خارجی که به طور جدی بر میزان توریست های ورودی به کشور تأثیر می گذارند ، روش های اجرایی دولت نیز می تواند در این عرصه بسیار تعیین کننده باشد. این روش ها نیز البته متأثر از نوع نگاه مدیران ارشد دولتی به مقوله توریسم و فعالان عرصه گردشگری است.

به عنوان مثال وقتی توریست خارجی ، بیش و پیش از هر چیز ، یک "مهاجم فرهنگی" قلمداد می شود که آمده است تمام دین و ایمان و فرهنگ مان را یک شبه بر باد دهد و برود ، یا توریست ایرانی که می خواهد تعطیلات خود را در یک کشور خارجی بگذراند ، مرفه بی دردی تلقی می شود که رفته تا ایدز بگیرد و بیاورد و هنگامی که فعالان عرصه گردشگری مانند آژانس های مسافرتی که بار همه این ورود و خروج ها را بر عهده دارند - و پُزش مال مسوولان است(!) - ثروتمندانی تصور می شوند که یک کار لوکس را اداره می کنند و ارزش افزوده ای ندارند ، معلوم است که اوضاع گردشگری در کشوری به نام ایران ، قمر در عقرب می شود و روز به روز عقب تر می مانیم.

سال هایی نه چندان دور در ترکیه توریست ها برای مردم ، غریبه هایی بودند که باید با تعجب نگاهشان کرد یا کودکان به سمت اتوبوس شان سنگ بپرانند. اما دولتمردان و سیاستگذاران ترک ، در کنار مهیا سازی زیرساخت های توریستی در کشورشان ، فرهنگ سازی گسترده ای را برای ارتقای سطح توریست پذیری مردمشان کردند به گونه که مدت ها ، بر روی بیلبوردهایشان جملاتی مانند این حک شده بود: "توریست ، برای ما شکوفایی اقتصادی می آورد ، دوستش داشته باشیم."


ادامه مطلب ...
نظرات ()



چگونه در حباب سکه و ارز کاسبی کنیم؟!
نویسنده: محمود کاشف - ۱۳٩٠/۱٠/٢۸

نحوه شکل‌گیری حباب در اقتصاد که همیشه عامل ثروتمند شدن عده‌ای و البته مقروض و متضرر شدن عده دیگری است، یک تحلیل پیچیده اقتصادی را می‌طلبد که به سادگی در داستان زیر انتزاع شده است.

به گزارش «تابناک»، تمثیل و داستان یکی از روش‌های ساده‌سازی در آموزش مفاهیم است؛ بنابراین، نخست داستان زیر برای درک بهتر مفهوم حباب در اقتصاد آورده می‌شود و سپس به بخش جذابتر (!) مسأله، یعنی این که چه کنیم تا در شرایط حباب ثروتمندتر شویم می‌پردازیم.

داستان حباب:

یکی بود یکی نبود. یک کشور کوچک بود. این کشور یک جزیره بود. کل پول موجود در این جزیره 2 دلار بود؛ 2 سکه 1 دلاری که بین مردم در جریان بود. جمعیت این کشور سه نفر بود؛ تام مالک زمین جزیره بود. جان و ژاک هر کدام یک سکه 1 دلاری داشتند.
 
مرحله نخست: جان زمین را از تام به قیمت 1 دلار خرید. حالا تام و ژاک هر کدام 1 دلار داشتند و جان مالک زمین بود که 1 دلار ارزش داشت.

نتیجه: دارایی خالص کشور 3 دلار شد.
 
مرحله دوم: ژاک گمان کرد که تنها یک قطعه زمین در کشور وجود دارد و از آنجایی که زمین قابل تولید نیست، ارزشش بالا خواهد رفت؛ بنابراین، 1 دلار از تام قرض کرد و با 1 دلار خودش، زمین را از جان به قیمت 2 دلار خرید.

شرایط: تام یک دلار به ژاک قرض داده است؛ بنابراین، دارایی خالص او 1 دلار است. جان زمینش را به قیمت 2 دلار فروخت؛ بنابراین، دارایی خالص او 2 دلار است. ژاک مالک زمینی به قیمت 2 دلار است، اما یک دلار به تام بدهکار است. بنابراین دارایی خالص او 1 دلار است.

نتیجه: دارایی خالص کشور 4 دلار شد.
 
مرحله سوم: تام دید، ارزش زمینی که یک وقت مالکش بود افزایش یافته، از فروختن زمین پشیمان شده بود. تام یک دلار به ژاک قرض داده بود. پس 2 دلار از تام قرض کرد و زمین را به قیمت 3 دلار از ژاک خرید. در نتیجه، حالا مالک زمینی به قیمت 3 دلار است. اما از آنجایی که 2 دلار به جان بدهکار است، دارایی خالص او 1 دلار است.

شرایط: جان 2 دلار به تام قرض داده است؛ بنابراین دارایی خالص او 2 دلار است. ژاک اکنون 2 دلار دارد؛ بنابراین دارایی خالص او 2 دلار است.

نتیجه: دارایی خالص کشور 5 دلار شد. حباب در حال شکل‌گیری است.
 
مرحله چهارم: جان دید که ارزش زمین در حال بالا رفتن است. او هم تمایل داشت مالک زمین شود. 2 دلار داشت و 2 دلار از ژاک قرض کرد و زمین را به قیمت 4 دلار از تام خرید. در نتیجه، تام قرضش را برگرداند و حالا 2 دلار دارد. دارایی خالص او 2 دلار است.

(توجه کنید جان 2 دلار از تام طلب داشت پس با دادن 2 دلاری که از ژاک قرض کرده بود و بخشیدن 2 دلار طلب خود عملا 4 دلار به تام داد در حالی که در کشور دو دلار بیشتر وجود ندارد حباب کاملا شکل گرفته)

شرایط: جان مالک زمینی به ارزش 4 دلار است، ولی چون 2 دلار از ژاک قرض کرده، دارایی خالص او 2 دلار است. ژاک 2 دلار به جان قرض داده  و بنابراین دارایی خالص او 2 دلار است.

نتیجه: دارایی خالص کشور 6 دلار شد، هرچند کشور همان یک قطعه زمین و 2 سکه 1 دلاری در گردش را دارد.
 
مرحله پنجم: همه پول بیشتری داشتند و خوشحال و خوشبخت بودند تا اینکه یک روز افکار نگران‌کننده‌ای به ذهن ژاک خطور کرد: «اگر افزایش قیمت زمین متوقف بشه، اونوقت جان چطوری میتونه قرض منو پس بده. فقط 2 دلار تو کشور هست و فکر کنم بعد از این همه معامله، ارزش زمین جان حداکثر 1 دلار باشه، نه بیشتر».
 
تام هم همین فکر را کرد. دیگر هیچ کس نمی‌خواست زمین را بخرد.

شرایط: در نهایت، تام 2 دلار دارد و دارایی خالص او 2 دلار است. جان 2 دلار به ژاک بدهکار است و زمینی که فکر می‌کرد 4 دلار می‌ارزد حالا 1 دلار ارزش دارد؛ بنابراین، دارایی خالص او 1 دلار است. ژاک 2 دلار به جان قرض داده است، اما چه قرضی! اگر چه دارایی خالص ژاک هنوز 2 دلار است؛ اما قلبش بد جوری میزنه.

نتیجه: دارایی خالص کشور 3 دلار شد!
 
مرحله ششم: خب چه کسی 3 دلار از کشور دزدیده است؟ البته پیش از اینکه حباب بترکد جان فکر می‌کرد، زمینش 4 دلار می‌ارزد. در واقع قبل از ترکیدن حباب، دارایی خالص کشور روی کاغذ 6 دلار بود.

شرایط: جان چاره‌ای جز اعلام ورشکستگی ندارد. ژاک هم زمین 1 دلاری را به جای قرضش از جان می‌گیرد. حالا تام 2 دلار دارد. جان ورشکسته شده و دارایی خالص او صفر دلار است (همه چیز را از دست داده است). ژاک هم چاره‌ای ندارد، جز اینکه به زمین 1 دلاری بسنده کند.

نتیجه: پس دارایی خالص کشور 3 دلار است.

خوب، در این اقتصاد کوچک نتیجه حبابی که ایجاد شد و دوباره فرونشست یا به قولی ترکید، چه بود؟

چیزی به دارایی 3 دلار کشور (نقدینگی 2 دلاری و زمین 1 دلاری) افزوده نشده و تنها نحوه توزیع نقدینگی تغییر کرده؛ یک نفر دو دلار و دیگری صفر دلار دارد.
 
تام برنده است. جان بازنده است. ژاک هم خوش‌شانس است که دارایی اولیه خود را دارد!

در شرایط حباب چگونه برای کسب سود اقدام کنیم؟

نتایج تحلیلی ـ اقتصادی داستان حباب
 
1) وقتی حبابی در حال شکل‌گیری است، دیون افراد به یکدیگر افزایش می‌یابد.

2) داستان این جزیره یک سیستم بسته است و کشور دیگری وجود ندارد و بنابراین بدهی خارجی نیز وجود ندارد. ارزش دارایی تنها بر اساس پول جزیره محاسبه می‌شود؛ بنابراین، ضرری در کل وجود نخواهد داشت.

3) نکته مهم: وقتی حباب می‌ترکد، افراد دارای پول نقد برنده هستند. افراد دارای مال یا قرض بازنده هستند و در بدترین حالت ورشکسته می‌شوند.

4) اگر در این کشور نفر چهارمی هم با 1 دلار بود اما وارد این بازی نمی‌شد، نه می‌برد، نه می‌باخت اما می‌دید که ارزش پولش بالا و پایین می‌رود.

5) وقتی حباب در حال بزرگ شدن است، همه پول بیشتری به دست می‌آورند.

6) اگر شما باهوش باشید و بدانید حبابی در حال بزرگ شدن است، می‌‌ارزد که پول قرض کنید و وارد بازی شوید؛ اما باید بدانید چه زمانی همه چیز را به پول نقد تبدیل کنید. در غیر این صورت به بدترین شکل ممکن متضرر می‌شوید.

7) همانند زمین، این پدیده برای کالاهای دیگر صادق است.

8) ارزش واقعی زمین یا دیگر کالاها وابستگی زیادی به رفتار روانی جامعه دارد.

در پایان باید یادآوری کرد، در اقتصاد به هر نوع خریدی به قصد فروش گرانتر در کوتاه مدت «سفته بازی» می‌گویند؛ خواه این اقدام خرید اوراق بهادار باشد، خواه سکه یا دلار یا هر کالای دیگر مثل زمین و ملک و باید گفت، سفته بازی و درآمدهای به دست آمده از آن، از آنجا که بر پایه تولید ارزش افزوده نیست برای اقتصاد مضر است.

چنانچه توبین، اقتصاددان کانادایی، مالیاتی را برای کنترل این اقدامات دلال گونه ابداع کرد که به نام مالیات توبین معروف شد و همین روزها در فرانسه برای جلوگیری از افزایش زیان مردم در بورس در حال بررسی برای اجراست. در این روش از همه کسانی که به قصد سفته بازی، نه سرمایه‌گذاری وارد بورس شده اند و سهامشان را ظرف چند روز دوباره می‌فروشند، مالیات چشمگیری گرفته می‌شود.

همه اینها نشان دهنده ماهیت خطرناک حباب و سفته بازی بوده و ذکر این نکته است، هرچند عامل پدید آورنده حباب سفته بازی نیست، میزان روی آوردن مردم به سفته بازی، حباب را بزرگتر و بیشتر و آثار زیانبار پس از ترکیدن آن را بیشتر می‌کند.

نظرات ()



انتصاب های غیر مسؤولانه و ریاست مدیران بی تجربه/ گردشگری ایران به خاک سیاه نشسته
نویسنده: محمود کاشف - ۱۳٩٠/۱٠/٢٠

عصرایران - صنعت گردشگری ایران ، اگر به درستی مدیریت شود ، حتی با همین محدودیت های موجود برای توریست های خارجی ، می تواند منشأ درآمد ارزی مهمی برای کشور باشد. با این حال از وقتی که دولت نهم بر سر کار آمد حوزه گردشگری کشور رو به زوال و رخوت رفته و تورهای ورودی به کشور - به جز عراقی ها و افغانی ها - روند نزولی به خود گرفته اند.

یکی از مهم ترین علل شکل گیری این اوضاع نابسامان این بوده است که از همان بدو امر کسانی در رأس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نشستند که اساساً این کاره نبودند ، نه تحصیلاتی درباره گردشگری داشتند ، نه تجربه ای و نه حتی علاقه ای به این کار.

اولین رئیس گردشگری در دولت احمدی نژاد ، یار غار رئیس جمهور بود:‌ اسفندیار رحیم مشایی. او در حالی ریاست گردشگری کشور را به عهده گرفت که تا قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد ، حتی یک بار هم به خارج نرفته بود و حتی یک روز هم در مجموعه سازمان مسوولیت قبلی نداشت! مشایی در طول ریاستش بر میراث و گردشگری به جای تمرکز بر مأموریت های ذاتی این پست مهم ،‌ به نظریه پردازی های فیلسوفانه و آسمان و ریسمان بافتن های جنجالی پرداخت و در همان حال بقایی را که او هم مانند خودش سررشته ای در گردشگری نداشت به سمت معاون گردشگری سازمان برگزید و در دولت دهم نیز جای خود را به او داد.

بقایی هم مانند مشایی رویکردهای سیاسی داشت و آنقدر حاشیه ساز بود که نهایتاً او هم کنار رفت و جوان بی تجربه دیگری به نام روح الله احمد زاده کرمانی که قبلاً رئیس دانشکده خبر بود و سپس یک شبه استاندار فارس شد و با کارنامه ای جنجالی و ناموفق آنجا را ترک کرد بر مسند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور نشست.
دولت احمد زاده کرمانی در سازمان گردشگری مستعجل بود و همین دوران کوتاه نیز به جای آن که صرف حل مشکلات بر زمین مانده این حوزه شود ، مصروف عزل و نصب هایی شد که تا روزهای آخر نیز ادامه داشت و نهایتاً به استعفای او انجامید و الان چند روزی است که سیدحسن موسوی به جای او نشسته و باید دید رئیس جدید چه خواهد کرد؟

اگر مسوولی اندکی از سرمایه عمومی کشور را مورد سوء استفاده قرار دهد و مثلاً‌ اختلاس کند ، قاعدتاً باید مورد محاکمه قرار گیرد ولی چگونه است که بی ربط ترین اشخاص به ریاست یکی از مهم ترین سازمان های کشور منصوب می شوند و گردشگری مملکت را ذلیل می کنند و میلیون ها و ای بسا میلیاردها دلار پولی که در حالت متعارف می شد نصیب کشور شود را بر باد می دهند و صدای اعتراض کسی هم بلند نمی شود؟!

مگر امام صادق علیه السلام نفرموده اند که "ملعون است کسی که عهده دار سمتی شود در حالی که بهتر از او وجود دارد؟" آیا در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با آن همه کارشناس تحصیلکرده و نیروی مجرب و کارآزموده که خاک صحنه خورده اند و عمرشان را در این عرصه سپری کرده اند هیچ کس برای اداره امور این سازمان وجود نداشت که آقایان دوستان جوان و بی تجربه شان را بر مسندهای ریاست و معاونت آن نشاندند؟ گو این که این سازمان مغازه شخصی شان است و هر ک هرا بخواهند می توانند در انجا استخدام کنند!

جالب این جاست که در احکام صادره آقایان ، همواره این عبارت وجود دارد که "‌نظر به سوابق ،‌تعهد و تجربیات ارزشمند جنابعالی..." و این در حالی است که اگر کسی بپرسد "کدام سوابق و تجربیات؟" ، پاسخی وجود نخواهد داشت و قطعاً کسی که بدون تخصص در زمینه ای ، مسوولیت آن را بپذیرد تعهد هم ندارد.
نتیجه هم این می شود که الان ناله آن دسته از آژانس های گردشگری که توریست به کشور می آوردند به آسمان بلند شده و هتل ها از ظرفیت های خالی می نالند و هزاران نفری که از رهگذر ورود تورهای خارجی به کشور ارتزاق می کردند به مشکل برخورده اند و در مجموع گردشگردی ایران به خاک سیاه نشسته است و این در حالی است که رقبای ایران چون اسب راهوار می تازند و ما اندر خم یک کوچه مانده ایم و حسرت مدیریت های برتر دیگران را می خوریم.

آیا این سرمایه سوزی نیست و آیا کسانی که بدون داشتن تخصص لازم در این عرصه ها وارد شده و برای خود لباس ریاست و معاونت بریده و دوخته اند مشمول آن روایت امام صادق علیه السلام نیستند؟!

نظرات ()



خواص میوه‌های شب یلدا
نویسنده: محمود کاشف - ۱۳٩٠/٩/٢٧

مصرف برخی از میوه ها در شب یلدا خواصی مثبت دارد.

مصرف هندوانه از بروز حملات آسم، سرطان کولون و حتی آرتروز جلوگیری کرده و به علت خواص آنتی اکسیدانی مانع بروز برخی از انواع سرطان می‌شود.

            

 انگور نیز که به همراه انار وهندوانه میل می شود، کاهش دهنده فشار خون است و به دلیل وجود آنتی اکسیدان های بسیار قوی از پیشرفت بیماری آرتروز جلوگیری می نماید.
 
پسته: در پسته مقادیر زیادی آهن و کلسیم  است که برای افراد دچار کم خونی می تواند موثر باشد.
 
انار: انار نیز مانند هندوانه باید در شب یلدا خورده شود. این میوه زمستانی دارای خواص بسیار است به نحوی که مصرف یک انار حدود  15درصد از نیاز افراد را به ویتامین C و دو درصد از نیاز روزانه به آهن را بر طرف می کند.
 
بادام: این مغز از نظر تغذیه ای ارزش غذایی بسیاری دارد به طوری که هر 100گرم از آن حاوی 21 گرم پروتئین بوده و بیشتر از بادام زمینی به عنوان منبع مناسبی از پروتئین محسوب می گردد. به علاوه در این مغز در حدود 240 میلی‌گرم کلسیم وجود دارد که می تواند توسط افرادی که در معرض پوکی استخوان هستند و قادر به مصرف شیرنیستند، استفاده شود.
 
فندق: مصرف این مغز برای افراد مستعد به بیماری های قلبی و پوکی استخوان بسیار مناسب است. به طور کلی، متخصصان تغذیه مصرف مخلوط این مغزها را در حجم کم توصیه می نمایند تا یک وعده غذای کامل به بدن برسد.
 
توت و انجیر: توت یکی از خشکبار مناسب به خصوص برای افرادی است که در حال کاهش وزن هستند.

نظرات ()



چهار دسته از افرادی که نباید با آنها معاشرت کنید
نویسنده: محمود کاشف - ۱۳٩٠/٩/٩

1- آنهایی که از زندگی بیزارند و با همه دنیا سر جنگ دارند
به یاد داشته باشید که جامعه مارا اسیر خود نکرده است . مردم و محیطی که در آن زندگی می کنیم روی زندگی ما تاثیری انکار ناپذیر دارند. با افرادی معاشرت کنید که از زندگی شان راضی اند و با دنیا قهر نیستند ؛ انرژی منفی آنها روی شما تاثیر مستقیم خواهد گذاشت.
اخلاق بد مسری است .این گونه افراد همیشه و نسبت به همه چیز بدبین اند و اغلب اوقات عصبانی اند.مطمئن باشید در اثر معاشرت با آنها عصبانیت آنها به شما هم سرایت خواهد کرد.

2- آنهایی که مدام پشت سر دیگران حرف می زنند
گروه دیگری از مردمی که نباید با آنها معاشرت کنید آنهایی اند که همواره در حال غیبت کردن از دیگران اند. "چیزی که من در مورد این افراد فهمیدم اینست که آنهایی که در مورد دیگران با من صحبت می کنند اغلب در مورد من هم با دیگران حرف می زنند." زمانیکه در مورد دیگران دارید صحبت می کنید در واقع دارید شخصیت خودتان را به نمایش می گذارید.

3- کسانی که شکست ها و سرخوردگی های گذشته شما را به شما یادآوری می کنند
دسته دیگری از افراد ناسالم افرادی هستند که تلاش می کنند گذشته شما را به یاد شما بیاورند. زمانیکه این افراد شکست های شما را به یادتان می آورند ، در واقع دارند تلاش می کنند که برتری خود را به شما نشان بدهند.
این شما هستید که نباید به زمزمه های این افراد گوش دهید و به گذشته فکر کنید. از گذشته تان قدر دانی کنید ، فردا هنوز نیامده است ! خدا در حال برنامه ریزی برای گذشته شما نیست ، او در حال خلق آینده شماست . او برای فردای شما هدفی در نظر گرفته است. با افرادی معاشرت کنید که هدف خدا را به شما یادآوری کنند.

4- آنهایی که می خواهند شما را کنترل کنند.
این گونه افراد سعی می کنند به صورت زیرکانه و غیر عادلانه برتری خود را به شما نشان دهند و بر شما مدیریت کنند.اگر تحت نفوذ آنها باشید ، در واقع دارید کاری را انجام می دهید که آنها می خواهند به جای اینکه دنبال علایق و اهداف خودتان باشید.
تحت نفوذ و کنترل بودن احساس وحشتناکی است ،. انسان در این شرایط احساس بی ارزشی و پوچی می کنند. شما انسان خاص و با ارزشی هستید و مطمئن باشید خودتان به تنهایی می توانید در پی علایق تان باشید. نیازی به مدیر و رهبری دیگری در زندگی شخصی تان ندارید.

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »